شهداي كميجان مرداني از بهشت , KOMIJAN's SHOHADA   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  ابزار و امکانات

 

لوگوي وبلاگ شما


صفحات دوستان


فرزندان كميجان

چؤگور

كميجان خبر

كميجان 1

چرگزي كميجان

عاقبت به خير

درباره نويسنده

شعر كميجان

هنر كميجان

حاج رضوان

دائرةالمعارف کميجان



انساب كميجان

ايلهاي برچلو و بزچلو

تاريخ و جغرافياي كميجان

تعزيهخواني در كميجان

داداشعلی كلوانی

شهداي كميجان

عراقي - شاعر كميجان

فرهنگ و آداب كميجان

گؤللر و قوش دره

مشهدي تقي جاويد

نامداران كميجان

درباره نويسنده

1 كميجان

تصاوير کميجان



Komijan2002

Komijan View

Komijan Home Pages


GeoCities

IranSeek

Ryze

WebSpawner

سايتهاي مرتبط با بورچالي



روزنامه نويد آذربايجان

(بورچاليهاي (نقده

بورچاليهاي گرجستان

قالي بورچالو

موسيقي بورچالي


آمار بازديد


پرشينبلاگ


:حضور و غياب

  بچه باحالها

بنياد شهيد

لينك دوم

لينك سوم

  صاحبخونه

 

 

  مقدمه

 
مقدمه

“ سرداري كه در پاسداري از ايران مقدس كشته شود ، شهيد است و انوشه روان و سزاوار پرديس ، و سربلند در داوري رستاخيز “  .

“ اي ايران زمين ، اگر از تو بزرگي و شكوه يافتم ، بهاي گزافي پرداختم ، قرباني ارجمندي در راه تو دادم او پسر دلير و دلبندم بود “ .                                                                        “كارنامك من شاپور اورمزد “

من ميان اين قاب اگر خنديدم ، به هواي آسمان بود نه زمين

آينه خوب ميداند كه سرخي لبخند من

به قامت هيچ پنجره اي دوختني نيست

 ماه هم اگر چراغ شب شد از عظمت خورشيد است

و گرنه عمر هر فانوس و شعله و شمعي

تا طلوع سپيده بيشتر نمي پايد

بگذار نام مرا ستاره ها تكرار كنند ، اي شمع

كه تو پروانه اي را هم اگر آتش زدي

به بهانة خورشيد بود ، نه تك شعله اي كه تو باشي

ماه ميداند و مهر هم

 كه اگر من سوختم ققنوس بودم و تو اگر ماندي خروس

من ققنوسم ،  مرا آلودة تدابير خاكي و شعارگرفتة امروز و فرداي خود نكن

من ققنوسم ، مرا به ارزاني قفسي كه خود ساخته اي نفروش

قطره قطرة خون من يادگار من است در تاريخ

قطره هاي خونم را از در و ديوار شهرت نياويز

سكوت يارانم را بشنو ، ياراني كه به جا مانده اند

ياراني كه هر روز هزاربار جگر خود را خون مي كنند و دم بر نمي آورند 

اين سكوت نيست ، فرياد است

فرياد آنها را قرباني آلودگيهاي كرم گرفتة سياستهاي خود نكن

مرا قرباني نكن ، يارانم را قرباني نكن

من اگرسوختم ، حالا ديگر جزئي از خورشيدم

من اصلاً خود خورشيدم ، مرا آلودة ابرهاي شهر دودآلوده هر روز تكراري ات نكن .

احمد جلالي فراهاني روزنامة ايران مورخه 9/7/81

Mohammad Komijani

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو