شهداي كميجان مرداني از بهشت , KOMIJAN's SHOHADA   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  ابزار و امکانات

 

لوگوي وبلاگ شما


صفحات دوستان


فرزندان كميجان

چؤگور

كميجان خبر

كميجان 1

چرگزي كميجان

عاقبت به خير

درباره نويسنده

شعر كميجان

هنر كميجان

حاج رضوان

دائرةالمعارف کميجان



انساب كميجان

ايلهاي برچلو و بزچلو

تاريخ و جغرافياي كميجان

تعزيهخواني در كميجان

داداشعلی كلوانی

شهداي كميجان

عراقي - شاعر كميجان

فرهنگ و آداب كميجان

گؤللر و قوش دره

مشهدي تقي جاويد

نامداران كميجان

درباره نويسنده

1 كميجان

تصاوير کميجان



Komijan2002

Komijan View

Komijan Home Pages


GeoCities

IranSeek

Ryze

WebSpawner

سايتهاي مرتبط با بورچالي



روزنامه نويد آذربايجان

(بورچاليهاي (نقده

بورچاليهاي گرجستان

قالي بورچالو

موسيقي بورچالي


آمار بازديد


پرشينبلاگ


:حضور و غياب

  بچه باحالها

بنياد شهيد

لينك دوم

لينك سوم

  صاحبخونه

 

 

  صاحبان انقلاب

 

 

اين انقلاب مال چه كساني است ؟

قصة انقلاب ما يك قصة واقعي است و من اين قصه را زندگي كردم و نقش هاي آنرا بازي كردم با دوستان ، با ياران و با كساني كه اكنون براي آنان خاطره مي نويسم و عكسشان را قاب ميگيرم .

براي كساني كه صاحبان اين انقلاب بودند ، براي كساني كه در گورستانهاي شهرهاي مختلف كشورم داراي چند قبر در مزار شهدا هستند ، براي كساني كه هنوز هم خود را مديون اين انقلاب ميدانند و از انقلاب طلبي ندارند .

براي كساني كه پسرانشان با دريافت معرفينامه از بنياد شهيد هنوز هم استخدام نشده اند و با سيلي صورت خود را سرخ ميكنند و به كسي بروز نميدهند .

براي خانواده هايي كه هنوزهم شرم دارند از اينكه براي تقاضايي به بنيادهاي وابسته به شهدا و جانبازان بروند .

صاحبان اين انقلاب كساني بودند كه لباس برادر بزرگتر را به تن برادر كوچكتر ميكردند و اين تكرار برادراني كه در سالهاي بعد لباس برادر بزرگ خود را مي پوشيدند آنقدر تكرار مي شد تا آن لباس به فغان ميآمد و به مرز پاره و پورگي مي رسيد  و انقلاب را دلگرمي اينان بيمه كرده است و هنوز هم صداي بردران كوچكترشان كه حالا ديگر بزرگ شده اند از حسينيه امام خميني بگوش مي رسد .

 آنها بودند كه لباسهاي خاكي جبهه را با هزاران فاستوني رنگين كماني و عطر شابدول عظيمي جبهه را با هزاران شيشه ادكلن درجه يك عوض نكردند .

من اگر اين مطالب را مي نويسم نه بخاطر اين است كه تك تك اين جوانان را مي شناختم و خاطراتي از آنان بياد دارم ، بلكه علت اصلي اين نوشتن آنست كه چون جاي خالي معرفينامه اي براي شهداي كميجان را ديدم احساس كردم كه آن جوانان حق زيادي بر گردن ما مردم دارند و شايسته نيست كه از روي بي همتي و يا فراموشكاري و يا كم توجهي ما در حق آنان كوتاهي شده باشد و به همين دليل تصميم گرفتم در اين زمينه كاري بكنم و اگرچه خيلي هم شايد دير شده باشد اما به مصداق مثال معروف “ ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است “ اين كار را شروع كردم و ميدانم كه كارم بي عيب و نقص نخواهد بود ولي بهر صورت از ارواح پاك شهدا طلب بخشش و شفاعت آمرزش دارم ...

 

Mohammad Komijani

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو