صاحبان انقلاب

 

اين انقلاب مال چه كساني است ؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

قصة انقلاب ما يك قصة واقعي است و من اين قصه را زندگي كردم و نقش هاي آنرا بازي كردم با دوستان ، با ياران و با كساني كه اكنون براي آنان خاطره مي نويسم و عكسشان را قاب ميگيرم .

براي كساني كه صاحبان اين انقلاب بودند ، براي كساني كه در گورستانهاي شهرهاي مختلف كشورم داراي چند قبر در مزار شهدا هستند ، براي كساني كه هنوز هم خود را مديون اين انقلاب ميدانند و از انقلاب طلبي ندارند .

براي كساني كه پسرانشان با دريافت معرفينامه از بنياد شهيد هنوز هم استخدام نشده اند و با سيلي صورت خود را سرخ ميكنند و به كسي بروز نميدهند .

براي خانواده هايي كه هنوزهم شرم دارند از اينكه براي تقاضايي به بنيادهاي وابسته به شهدا و جانبازان بروند .

صاحبان اين انقلاب كساني بودند كه لباس برادر بزرگتر را به تن برادر كوچكتر ميكردند و اين تكرار برادراني كه در سالهاي بعد لباس برادر بزرگ خود را مي پوشيدند آنقدر تكرار مي شد تا آن لباس به فغان ميآمد و به مرز پاره و پورگي مي رسيد  و انقلاب را دلگرمي اينان بيمه كرده است و هنوز هم صداي بردران كوچكترشان كه حالا ديگر بزرگ شده اند از حسينيه امام خميني بگوش مي رسد .

 آنها بودند كه لباسهاي خاكي جبهه را با هزاران فاستوني رنگين كماني و عطر شابدول عظيمي جبهه را با هزاران شيشه ادكلن درجه يك عوض نكردند .

من اگر اين مطالب را مي نويسم نه بخاطر اين است كه تك تك اين جوانان را مي شناختم و خاطراتي از آنان بياد دارم ، بلكه علت اصلي اين نوشتن آنست كه چون جاي خالي معرفينامه اي براي شهداي كميجان را ديدم احساس كردم كه آن جوانان حق زيادي بر گردن ما مردم دارند و شايسته نيست كه از روي بي همتي و يا فراموشكاري و يا كم توجهي ما در حق آنان كوتاهي شده باشد و به همين دليل تصميم گرفتم در اين زمينه كاري بكنم و اگرچه خيلي هم شايد دير شده باشد اما به مصداق مثال معروف “ ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است “ اين كار را شروع كردم و ميدانم كه كارم بي عيب و نقص نخواهد بود ولي بهر صورت از ارواح پاك شهدا طلب بخشش و شفاعت آمرزش دارم ......

/ 0 نظر / 2 بازدید